اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدند
یک بار چون نسیم گذر کردی وهنوز گل ها به روی دست زمین باد کردند
هوا خاه توام جانا ومیدانم که میدانی از بس لبا لب شده جانا تو از او والله معطر شده پیراهنم از او اما تو کی شود که فراموش من شوی؟
من ان فریب که در نرس تو میبینم واب روی که با خاک ره بر امیزد روی بنمان و وجود خودم از یاد ببر
خرمن همه سوختگان را همه گوی یاد ببر
ان کبوتر که بر لب بام شما نشست و پر زدو رفت دل من بود که امد به شما سر زدو رفت
شاعر و نویسنده:امیر حسین نادری
@amirnaderi98984
@amirnaderi98984
هوای این روز ها را دوست دارم
مرا به هوای نداشته هایی می برد
که به تمام داشته هایم می ارزدنویسنده: امیر حسین نادری
امیر حسین نادری متولد ۱۳۸۱از الشتر مدیریت سایت های هساره واران وستاره اسمان شعر وادب غرب کشورامیر حسین نادری در سن ۱۰سالگی به قزوین مهاجرت میکند ودر انجا مشغول به کار میشود و همزمان با کار درس خود را ادامه میدهد او دریک تالار مشغول به کار شد و تا جای که به مدیریت انجا رسید او بایک شاعر بزرگ دکتر معین شاهویسی اشنا میشود و کار خود را رها میکند و در کنار استاد دکتر معین شاهویسی مشغول به کار میشود استاد شاهویسی به او تمام کارهارا به او نشان میدهد او تمام کار های خود را به استاد دکتر معین شاهویسی مدیون هست